نگران باران بود و
ابرها
خندان از هرزگی باد
شعر کوتاه معاصر
نگران باران بود و
ابرها
خندان از هرزگی باد
گرچه نوای جهان خارج پرده بود
چون تو دراین مجلسی با همه دم ساختن "خاقانی"
این گروه از سال ۱۳۸۶ با فعالیت رضا طالبی کناری٬محمود محمدکریمی و امیر فراز آغاز به کار کرد. هم اکنون گروه آماده می شود تا دو آلبوم موسیقایی خود با نام های "غوغا" و"از خون سیاوش" را وارد بازار موسیقی کشور کند.بنده کمترین در این دو آلبوم به عنوان شاعر و گوینده گروه نقش کوچکی را ایفا می کنم. برای کسب اطلاعات بیشتر و نیز دریافت آهنگ های ساخته شده می توانید به نشانی زیر مراجعه فرمایید.
بر روی هر گل ژاله ام
شاید که ماه من شود
بر گرد ماهش هاله ام
شاید که برگردد بهار
بعد از خزان بی قرار
شاید دوباره اشک من
گوهر شود از این غبار
بیگانه با من کی شوی
تو در دل من می شوی
خون منی خون منی
در تار و پودم می دوی
امشب ببار امشب ببار
ای ابر بر پلکم سوار
خشکی چرا ای بی وفا
من از تو خیسم ای هوار
ولی قرمز بود
من واین دورغم وبت کده ی آب وگلت
تو و هر آینه و رنگ و رخی زیبا تر
من و پژمردگی و گوشه ی غم تنها تر
تو و یک باد خوش و موج سواری در دل
من و یک کشتی طوفان زده ی بی ساحل
تو و یک سینه پر از عاشق دل چاک شده
من و یاد تو و این دل که پر از خاک شده
تو و هر لحظه و یک قول و قرار ابدی
من و رسوایی و تنهایی و عمری به بدی
من با این شعله های سوزان
به پرهای او
نیازی ندارم.